أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

264

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و زبور بر داود و توراة بر موسى و انجيل بر عيسى و قرآن بر من ، گفتم : يا رسول اللّه در صحف ابراهيم چه بود ؟ - گفت : همه امثال بود و در توراة موسى همه عبر بود چنان كه : عجبا لمن أيقن بالموت كيف يفرح ؟ - و عجبا لمن أيقن بالنّار كيف يضحك ؟ - و عجبا لمن رأى الدّنيا و تقلّبها بأهلها كيف اطمأنّ إليها ، عجب از آنكس كه مرگ بيقين داند چگونه شاد شود ؟ - و عجب از آنكه دوزخ بيقين داند چگونه بازخندد ؟ - و عجب از آنكه دنيا بيند و تقلّب او چگونه دل بر دنيا نهد و با او ساكن شود ، از بهر چه فرستاد پيغمبران را ؟ تا بيان كنند احكامى را كه در آن خلاف مىكنند يعنى كتاب بيان كند يا صاحب كتاب . عطا گفت . مردمان از عهد آدم تا روزگار نوح بر يك ملّت و طريقه بودند . قتاده گفت : از عهد آدم تا نوح ده قرن بودند همه بر يك شريعت بودند اختلاف كه پيدا شد در عهد نوح پيدا شد پس خداى تعالى نوح را بفرستاد . كلبى گفت : مراد بناس اهل سفينهء نوح‌اند ، آن هفتاد مرد كه بر دين نوح بودند و با او ايمان آورده بودند پس از آن مختلف شدند . [ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ] ميگويد كه : خلاف نكردند در آن كتاب الّا كسانى كه ايشان را كتاب دادند از جهودان و ترسايان پس از آنكه حجّت بر ايشان آمد يعنى احكام توراة و انجيل و ايشان آن را بگردانيدند و تحريف و تغيير و تبديل كردند از ظلمى و حسدى كه ايشان را بود و در ميان ايشان بود پس خداى تعالى راه نمود آن كسانى را كه ايمان آوردند بدانچه درو خلاف كردند از حق يعنى در حقّى كه ايشان خلاف كردند ايشان را بدان راه نمود بأمر و فرمان خويش ، در نماز خلاف كردند بعضى روى بمشرق كردند و بعضى روى به مغرب كردند و بعضى روى ببيت المقدّس كردند ، خداى تعالى مؤمنان را بكعبه هدايت كرد ، در روزه خلاف كردند بعضى بشب روزه داشتند و بعضى نيمهء روز روزه داشتند ، و در اوقات خلاف كردند خداى تعالى مؤمنان را هدايت كرد به ماه رمضان ، و در بهينهء ايّام خلاف كردند جهودان شنبه گفتند ترسايان يكشنبه گفتند خداى تعالى مؤمنان را راه نمود بروز آدينه ،